حسن سيد اشرفى

806

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

الفرق . . . اصلا ) ج : مىفرمايد : فرق اين دو مسئله نيز مثل سابق است . در مسئلهء اجزاء بعد از اتيان مأمور به على وجهه ، عقل است كه حكم مىكند آيا اين اتيان ، مجزى از اتيان دوباره بوده يا مجزى نيست ولى در بحث تبعيّت قضاء از اداء ، نزاع لفظى مىباشد . يعنى آيا صيغهء امر دلالت دارد ؛ اگر مأمور به در وقتش اتيان نشد بايد در خارج از وقت قضاء شود يا صيغهء امر چنين دلالتى نداشته و بايد دليل ديگرى برآن اقامه شود ؟ « 1 » بنابراين ، هيچ ارتباطى بين مسئله اجزاء با دو مسئلهء مرّه و تكرار و مسئله تبعيّت قضاء از اداء نمىباشد . 678 - اينكه اتيان مأمور به واسطهء هريك از اوامر واقعى اوّلى ، اوامر واقعى ثانوى ( اضطرارى ) و اوامر ظاهرى ، مجزى است يا نه به چه معناست ؟ ( انّ الاتيان . . . ثانيا ) ج : مىفرمايد : اتيان مأمور به ، به واسطهء هريك از اوامر ياد شده ، مجزى از اوامر خودشان مىباشد . و به اين معناست كه تعبّد و امتثال دوبارهء مأمور به ، چه در داخل وقت و چه در

--> ( 1 ) - يعنى فرقشان اوّلا : در ملاك است . زيرا در بحث اجزاء ، قول به اجزاء و عدم اجزاء به ملاك عقل است ولى در بحث تبعيّت قضاء از اداء به ملاك و دلالت لفظى يعنى صيغهء امر است . ثانيا : در مشخّص بودن و مشخص نبودن مأمور به است . يعنى در اجزاء مأمور به ، مشخص است كه مثلا نماز با تيمّم است حال بحث است كه آيا نماز با تيمّم مكفى از نماز با وضو مىباشد اگر اضطرار منتفى شود يا مكفى نيست . ولى در بحث تبعيّت قضاء از اداء ، مأمور به مشخّص نيست كه مثلا تعدّد مطلوب است ؟ يعنى مطلوب و مأمور به ، دو چيز بوده و صيغهء امر كه دلالت بر اتيان مأمور به مىكند آيا مأمور به دو جزء دارد 1 - اصل عمل 2 - مقيّد بودن به اتيان در وقت ؟ كه اگر تعدّد مطلوب باشد و در وقت ، اتيان عمل نشد و مطلوب در وقت فوت شد گفته شود ؛ ولى وجوب اتيان باقى است و بايد قضاء شود . و اگر تعدّد مطلوب نباشد و مأمور به يك چيز باشد يعنى نماز در وقت ، كه آن‌وقت با عدم اتيان در وقت ، ديگر مطلوبى باقى نيست و امرى نيست تا به واسطهء آن حكم به قضاء شود . بلكه قضاء را بايد از دليل ديگرى اثبات كرد .